تشکر و اعتراف

این وبلاگ اولین تجربه من در ارتباطات توی دنیای نت به حساب میاد، من قبلا حتی نظر هم توی هیچ وبلاگ یا هر جای دیگه ای نمی گذاشتم. فقط چت میکردم اونم با دوستانی که میشناختم از دنیای واقعی.قبلا هم گفتم، خیلی تاثیر گرفتم از وبلاگ مجید و همین جا بازهم ازش تشکر میکنم ، یه مدتی هم هست که پیداش نیست و جاش خیلی خالیه. بدون تعارف میگم که اینجا کمک بسیار زیادی به من شد، جمع بسیار خوبی پیدا کردم و به همین خاطر از خداوند ممنونم.

کاش ارتباط با آدمها در دنیای واقعی هم مثل اینجا بود. من احساس میکنم اینجا با روح هم در ارتباطیم و چقدر زیبا بدون اینکه حتی همدیگه رو بشناسیم، به هم کمک میکنیم . و جالبه که توی این ارتباط کمتر از نقصهامون استفاده میکنیم و فقط قصد داریم از هم انرژی بگیریم.برای هم دعا میکنیم و آرزوی موفقیت. از تجربه های هم میگیم بدون ترس از قضاوت ، به حرفهای هم گوش میکنیم و تجربه هامون رو در اختیار هم قرار میدیم بدون ذره ای منت.

شاید باورتون نشه ولی خیلی از دغدغه هایی که ازشون نوشتم توی پست هام امروز کمتر اذیتم میکنن. نکته جالب اینه که بعضی از بچه ها اهل جلسه و برنامه نیستن و شاید اصلا احتیاجی هم به جلسه نداشته باشند ولی نظراتشون خیلی عالی و پر انرژیه.

بچه ها از همه تون ممنونم، دونه دونه اسم نمیارم ولی به وجود همه تون نیاز دارم.

امیدوارم جمع مون روز به روز بزرگتر بشه.

و هدفم از نوشتن این پست، من به خاطر گمنامی با اسم آرش آمدم روز اول،  ولی الان احساس میکنم لزومی به این کار نبود،

بچه ها اسم من محمد هست. ببخشید نمیتونستم اونطوری ادامه بدم.

همه تون رو دوست دارم.  

 

 

/ 8 نظر / 3 بازدید
سجاد گمشده

سلام محمد جان . آرش باشی یا محمد برا من که فرقی نمیکنه مهم اینه که دوستت دارم . خوشحال شدم از اینکه دیدم منو لینک کردی . منم با اجازت لینکت کردم . به امید بهبودی در پناه خداوند .[گل] ( ---------------------------------------------------) اینا که تو پرانتزه حرف دله [نیشخند]

آندیا

آرش عزیز...همه به همه احتیاج داریم و دنیای مجازی جاییه که از هر دنیای واقعی واقعی تریم و انگار دوستهای اینترنتی ما رو از هر دوست واقعی دیگه ای بهتر میشناسند. این یک حس خوب و دوست داشتنیه و میتونیم حتی با اینکه شاید هرگز همدیگر رو نبینیم دوستهای همیشگی همدیگه بشیم.

HAAFEZZ

عجب

سارا

آقا محمد یا آقا آرش! اسم و رسم مهم نیست. ولی خب حالا که اینطوری راحتتری باشه از این ببعد میگیم آقا محمد! (ولی بعدا قاطی نکنیم خوبه[شرمنده] یاد مامانم میفتم وقتی میخواست یکی مونو صدا کنه اسم همه رو میگفت الا اونی که میخواست صداش کنه مثلا اگه میخواست بگه سارا میگفت : زهره ، مریم، فاطمه ... همه هم میگفتن بله؟؟ اما اونی که میخواست جواب نمیداد [نیشخند])

سارا

ولی این حست حس مشترک همه ی ماست. منم واقعا این جمع رو خیلی دوست دارم. همه ی بچه ها رو. همیشه هم برای تک تک بچه ها دعا میکنم. من با اینکه ارتباط چتی داشتم ولی اونجا هم این رابطه ی واقعی قلبی ایجاد نشده بود آخه اونجا هم بنظر من بچه ها خودشون نبودن! یا اگرم بودن کسی به اون یکی واقعا اهمیت نمیداد. همه دنبال این بودن که خودشونو آروم کنن هیشکی به فکر کسی دیگه نبود! شایدم البته بودن اینجور آدما ولی خب تک و توک و تازه یه گروه همدل اینجوری وجود نداشت. من فکر میکنم چیزی که ما رو اینطوری دور هم جمع کرده، هدف یا نیاز مشترک همه ی ماست. یعنی میدونیم برای چی اینجاییم. میدونیم واقعا چی میخوایم. و بخاطر همین دنبال مسائل فرعی نیستیم. هدفمون عشق و انرژی دادن به همدیگه و یادگرفتن و یاد دادن بی منته. برای رشد دادن خودمون و بقیه بدون توجه به سن و جنس و محل زندگیمون. (همون اسل توی چت که نقطه شروع ارتباطا بود) و حتی بدون اسم و رسم و هیچی هیچی. همون اصل گمنامی. اینجا ما با روح همدیگه در ارتباطیم. با اصل واقعیمون! [گل][گل]

بهار

کاش ارتباط با آدمها در دنیای واقعی هم مثل اینجا بود. من احساس میکنم اینجا با روح هم در ارتباطیم و چقدر زیبا بدون اینکه حتی همدیگه رو بشناسیم، به هم کمک میکنیم . و جالبه که توی این ارتباط کمتر از نقصهامون استفاده میکنیم و فقط قصد داریم از هم انرژی بگیریم.برای هم دعا میکنیم و آرزوی موفقیت. از تجربه های هم میگیم بدون ترس از قضاوت ، به حرفهای هم گوش میکنیم و تجربه هامون رو در اختیار هم قرار میدیم بدون ذره ای منت. منم برا همین اینجا رو خیلی دوست دارم. مخصوصا این که بچه ها واقعا صادقانه از خودشون و دغدغه هاشون مینویسن. میگم آقا آرش سابق نمیشه بهتون بگیم آرش؟! [نیشخند]

مجتبی

من هم قبلا سپاسگذاری کردم بازهم سپسگذاریمو اعلام میکنم خدارو شکر که دوستانی دارم نه برای وقت گذرانی بلکه دوستانی که درکنارشون دارم بهبودی مستمر رو تجربه می کنم

مهسا

سلام منم دوباره خوشحالیم رو از بودن توی این جمع صمیمی اعلام می کنم و از تک تک بچه هام ممنونم،اینجا ما تا حد زیادی ماسک هامون رو برمیداریم چون از شناخته شدن و قضاوت دیگران نمی ترسیم،واقعا کاش توی دنیای واقعی هم بدون نقاب بودیم،آقا محمد[گل]