مسکن قوی 2

...وقتی یه چیزی تو زندگیت اختلال ایجاد میکنه، مانع حرکتت میشه و بخش زیادی از ذهنتو مشغول میکنه باید براش یه کاری بکنی. خیلیا ممکنه به وفور اینکارو انجام بدن ولی اصلا براشون مهم نباشه و درگیر نکنن فکر و ذهن خودشونو، چون باهاش کنار اومدن و به عنوان یک جزئی از زندگیشون پذیرفتنش. اما برای من اینطوری نیود. وقتی یه صحنه تحریک آمیز میبینی این واکنش طبیعی آدمه که تحریک بشه و بخواد به این تحریک جواب بده مخصوصا برای مردها که با دیدن تحریک میشن. نمیشه یه صحنه تحریک آمیز دید و انتظار داشت که این تحریک بدون پاسخ بمونه. مخصوصا اگر یک نیت لذت جویانه پشت این نگاه باشه. و مخصوصا اگر ما تو شرایطی زندگی میکنیم که امکان برآورده شدن این نیاز از طریق طبیعی ممکن نیست یا خیلی سخته... به مرور این پاسخ لذت دار به تحریک ایجاد شده توسط نگاههایی که به دنبال لذت هستند، تبدیل میشه به یه دارویی که شما برای همه دردهاتون ازش استفاده میکنید نه فقط اون نگاهها... وقتی عصبی میشی، وقتی شکست میخوری، وقتی احساس حقارت میکنی، وقتی میخوای احساس بزرگی کنی، وقتی جواب نه میشنوی و خیلی چیزای دیگه.

من نمیدونم اینکار واقعا آسیب جسمی خاصی در پی داره یا نه ولی خودم احساس میکنه داره خیلیم داره، مثلا باعث ضعیف شدن چشم میشه، باعث کمردرد میشه و ایجاد ضعف میکنه...و از لحاظ درونی آسیب زیادی به من زده. پناهگاهی بوده که اجازه نداده من با واقعیتهای زندگی روبرو بشم و باهاشون کنار بیام. مثل یه دایه دلسوز که اجازه نمیده بچه ش خودش برا خودش تصمیم بگیره... خیلی از احساسها سرکوب میشه ، هویت خودتو از دست میدی، دچار تضادهای زیادی میشی.

چیزی که همهیشه باعث رنج شده علاوه بر مطالب بالا احساس عذاب وجدان، گناه، و بد بودنی بوده که بعد از انجامش بهم دست داه نه خود کار... و حاصل این احساس بد هم انجام دوباره و دوباره همون کار بوده جالبه نه؟

یکی دیگه از مضرات وحشتناک این کار اینخ که عشقو از بین میبره. این مطلب شاید کمی اغراق باشه ولی به نظر من عشق به جنس مخالف و اون حس محبتی که بین دو طرف ایجاد میشه تا حدود زیادی با میل جنسی آمیخته س و نمیشه این دوتا رو از هم جدا کرد ، البته منظور من عشقهای زمینی و همین روابط معمول بین آدمهاست که البته این اشکال هم نداره و یه چیز خیلی طبیعیم هست . به هرحال وقتی کسی مبتلا به انجام این کار باشه دز واقع بخش زیادی از انرژی جنسی و روح درونشو داره از این طریق به هدر میده و جایی برای عشق طرف مقابلش نمیزاره...

توی برنامه دوتازده قدمی از روزهای اول من درگیر این قضیه بودم و میخواستم در کنار ترک داروهای مخدر این رو هم بزارم کنار... چند تا مطلب برای این قضیه تو ذهنم میاد که میگم.

اول پذیرش این مطلبه که بپذیریم ما انسانیم و با این چیزی که به عنوان نقص من میشناسمش آشتی کنم و اونو جزئی از وجود انسانی خودم بدونم و نخوام که باهاش بجنگم، خفه ش کنم یا سرکوبش کنم چون حتما از یه طریق دیگه ای خودشو نشون میده... من اونو به عنوان یه راز و یه نقص خیلی منحصر به فرد و کشنده دیگه نمیشناسمش.

از طرفی باید این قضیه ریشه ای حل بشه، احساسات بدی که من به این سمت میکشونه شناسایی بشه و راه حل بهتری برای روبور شدن باهاشون پیدا کنم که این هم از طریق کارکرد قدمها اتفاق میفته...

و نهایتا اینکه چون اینکار بصورت عادت در اومده نیازه که کمی به خودم زحمت بدم و برای شروع باهاش مقابله کنم و انجامش ندم. بهترین راهشم اینه که از دیدن و مواجهه با صحنه های تحریک آمیز دوری کنم ....

خدایا خودت کمکم کن. مثل همیشه.. من ناتوانم و قادر مطلق تویی...

برای من دورنی شدن این پذیرش چن ساله که طول کشیده به هرحال این نقصی بوده که سالها باهاش درگیر بودم...از اینکه اینقدر صریح صحبت کردم معذرت میخوام.

/ 8 نظر / 8 بازدید
آندیا

محمد عزیز.من هر آنچه به فکرم میرسید تو کامنت پست قبل بهت گفتم در اینکه عشق رو از بین ببره هم تا حدی موافقم بخصوص در مورد زن و شوهری خیلی این مساله مهمه . همونجور هم که بهت گفتم باعث میشه از واقعیت لذت نبری برات آرزو میکنم که با کمک گرفتن از خدا و صرفا صرفا برای اینکه حال خودت خوب بشه بر نیروی وسوسه گرت غلبه کنی.

مجید

من یه روشی برای ضعیف کردن وسوسه ها و قدرتمند شدن و مقاومت کردن مقابل وسوسه ها استفاده می کنم واقعا جواب میده . اونم اینه که همون اولی که وسوسه میاد قبل از اینکه بخواد خیلی قوی بشه فوری با خدا صحبت می کنم و میگم خدایا وسوسه داره میاد ف منم که میدونی خیلی خیلی در مقابل وسوسه ها ضعیفم . خدایا ازت کمک و نیرو میخوام . خدایا من خودم نمیتونم مقاومت کنم . خدایا به دادم برس . جواب میده ف فقط بدیش اینه که خیلی وقتا فراموش میکنم که خدایی هم هست و این راهکار هم وجود داره . متاسفانه اون موقع فراموش می کنم و به یاد خدا نمی افتم .

v

سلام به نظر من هم یه مسکن خوبه ... عوارض جسمانی نداره (چون فرقی با آمیزش نداره برای بدن) و عوارض روانی بستگی به شخصش متفاوته ... مثلاً این عذاب وجدان شما به خاطر عقاید مذهبیتونه که شاید توی خارج و یا حتی در ایران نباشه ...وقتی مجردی و عشقی نداری ...

الهام

تو تنها نیستی و این مشکل هم بسته به توان آدم، زجردهنده اس. ریشه مشکلات درونیه نه بیرونی. وگرنه همه اون صحنه ها رو می بینن چرا یه عده تاثیر به حد تحریک نمی گیرن؟ ماییم که زیادی حساس شدیم روی تحریک شدن. راجع به عوارضم باهات موافقم. عشق رو کم می کنه. مرسی ازت که این مطلبو گذاشتی و شهامتت رو تحسین می کنم[گل]

roya

[گل][گل]

مجتبی

میگن در حین آمیزش نیرویی که از بدن خارج میشه از طریق حس لامسه وتماس بدن دو طرف به بدن برمیگرده ولی در خودارضایی نیرو خارج میشه و دیگه طرف مقابلی نیست که امواج بده و نیرو برگرده وهر بار خودارضایی به اندازه 40 بار آمیزش بدن رو ضعیف می کنه امروز برای من تصمیم گرفتن به ترک یک کاری یعنی تمام مواردی که زمینه انجام اون کاررو فراهم میکنه ,از خودم دور کنم ومابقیش رو بسپرم به خدا[گل]